نمی دونم چطوری براتون از حسی که دارم بگم. بسیار کم پیش میاد من انقدر توی اوج باشم. چند روز بود که کاملا در قعر هادس بودم. در قعر قعر هادس. به توصیه استاد از این حالت سعی نکردم بیرون بیام و اون تو موندم و سعی کردم آواز بخونم و بشینم تا هستی هدیه ش رو بهم بده و برگردم بالا. حالم طوری بود که یک روز اصلا سر کار نیومدم و روز بعد هم که اومدم عملا کاری نتونستم بکنم به جز چت با یکی از دوستان که البته بسیار مفید بود و خودش یکی از هدیه های هستی بود. مستانه...
ما را در سایت مستانه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 47
تاريخ: دوشنبه
5 دی
1401 ساعت: 20:06