مستانه

خرید بک لینک
نمی دونم چطوری براتون از حسی که دارم بگم. بسیار کم پیش میاد من انقدر توی اوج باشم. چند روز بود که کاملا در قعر هادس بودم. در قعر قعر هادس. به توصیه استاد از این حالت سعی نکردم بیرون بیام و اون تو موندم و سعی کردم آواز بخونم و بشینم تا هستی هدیه ش رو بهم بده و برگردم بالا. حالم طوری بود که یک روز اصلا سر کار نیومدم و روز بعد هم که اومدم عملا کاری نتونستم بکنم به جز چت با یکی از دوستان که البته بسیار مفید بود و خودش یکی از هدیه های هستی بود. مستانه...

ما را در سایت مستانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:06

دلتنگ که میشود بی توجهی میکند دوستش که میدارم فراموشم میکند .... و رابطه از سردی اش یخ میزند این است ماجرای من و رفیق گله مندم ... مستانه...

ما را در سایت مستانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:06

- آزموده را آزمودن خطاست. اگر کنجکاویم را مهار می کردم نیازی به رفتن نبود و من کنجکاویم را مهار کردم و جواب رد دادم. از این تصمیمم خوشحالم و دقیقا به همین خاطر می خواهم جمعه خیلی خوبی داشته باشم. - یکی از دوستان گفته این عکس را بردار زیاد شبیه خودت نیست. راست میگه؟ - من و تو در فضای کوچه بن بست می پوسیم من از اینسوی دیوار و تو از آنسوی دیوار لبان یکدگر را تلخ می بوسیم....... - نیکوس کازانتزاکیس در کتاب "گزارش به خاک یونان" می نویسد که شبی در کودکی، خواب مستانه...

ما را در سایت مستانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:06

زن عشق می کارد و کینه درو می کند دیه اش نصف دیه تو ست و مجازات زنایش با تو برابر می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مفتخر به داشتن چهار همسر هستی برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان که بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی. مستانه...

ما را در سایت مستانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:06

باز هم تو آمدی، در دستهایت معجزه ای بود، لبهایت، نوبرانه تمام میوه های فصل بود و جاده... باز هم مرا میرنجاند! من در رنگ چشمهایت منجمد شدم و تو، بهار ماندگارت را خزان خطاب کردی! هنوز هم وقتی بی گدار به آب میزنم و دور از تمام چشمها عاشقت میشوم سرد میشوی و دوباره احساس میکنم کمرم شکسته است! مستانه...

ما را در سایت مستانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: دوشنبه 5 دی 1401 ساعت: 20:06

صفحه بندی